تبليغاتX
پاینده باد ایران

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

 

مژده ای دل که  دگرباره بهار آمده است           خوش  خراميده  و با حسن  و  وقار آمده است
 به  تو ای  باد  صبا  می دهمت  پيغامی           اين پيامی است که از دوست به يار آمده است
شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد          آرزويی است  که از دوست  به يار آمده است

...

..

.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی  | 

چهارشنبه‌سوری نام جشن و آیینی است که ایرانیان در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال برگزار می‌کنند.

در این شب رسم است که آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و در زمان پریدن بخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».

در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است. در سال‌های اخیر، رسانه‌های کشورمان توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.

برخی آیین‌ها

  • فال گوش ایستادن

یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرا می‌دهند و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.

  • قاشق‌زنی

در این رسم دختران و پسران جوان چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنها آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و حتی پول می‌ریزد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی  | 

چونست حال بستان ای باد نوبهاریای گنج نوشدارو با خستگان نگه کنیا خلوتی برآور یا برقعی فروهلهر ساعت از لطیفی رویت عرق برآردعودست زیر دامن یا گل در آستینتگل نسبتی ندارد با روی دلفریبتوقتی کمند زلفت دیگر کمان ابروور قید می​گشایی وحشی نمی​گریزدز اول وفا نمودی چندان که دل ربودیعمری دگر بباید بعد از فراق ما راترسم نماز صوفی با صحبت خیالتهر درد را که بینی درمان و چاره​ای هست کز بلبلان برآمد فریاد بی​قراریمرهم به دست و ما را مجروح می​گذاریور نه به شکل شیرین شور از جهان برآریچون بر شکوفه آید باران نوبهارییا مشک در گریبان بنمای تا چه داریتو در میان گل​ها چون گل میان خاریاین می​کشد به زورم وان می​کشد به زاریدربند خوبرویان خوشتر که رستگاریچون مهر سخت کردم سست آمدی به یاریکاین عمر صرف کردیم اندر امیدواریباطل بود که صورت بر قبله می​نگاریدرمان درد سعدی با دوست سازگاری

 

                                                                                                  * سعدی *

 

به عرض دوستان عزیز می رسانم وبلاگ دوم من که همزمان با این وبلاگ به روز خواهد شد به این آدرس می باشد :

پاینده باشی ایران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علی  |